برهانیدن

فعل کهن فارسی به معنی رهانیدن، آزاد کردن، نجات دادن، و خلاصی بخشیدن. این واژه در زبان امروز کمتر به‌کار می‌رود و بیشتر در متون قدیم دیده می‌شود.

مترادف‌ها

اثبات کردن، دلیل آوردن، استدلال کردن

متضادها

انکار کردن

جمله سازی با برهانیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هدف اصلی این پژوهش علمی، برهانیدن این موضوع است که تغییرات اقلیمی می‌تواند تأثیر مستقیمی بر مهاجرت گسترده جمعیت‌ها به سمت مناطق سردسیر و امن داشته باشد.

💡 دانشمندان تلاش زیادی می‌کنند تا با استفاده از تلسکوپ‌های پیشرفته، امکان برهانیدن وجود حیات در سیارات دوردست واقع در کهکشان‌های دیگر را به اثبات برسانند.

💡 او سعی داشت با ارائه استدلال‌های منطقی و مستندات معتبر، امکان برهانیدن بی‌گناهی خود را در برابر اتهامات سنگینی که به او وارد شده بود، فراهم کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران