برهانیدن
فعل کهن فارسی به معنی رهانیدن، آزاد کردن، نجات دادن، و خلاصی بخشیدن. این واژه در زبان امروز کمتر بهکار میرود و بیشتر در متون قدیم دیده میشود.
مترادفها
اثبات کردن، دلیل آوردن، استدلال کردن
متضادها
انکار کردن
فعل کهن فارسی به معنی رهانیدن، آزاد کردن، نجات دادن، و خلاصی بخشیدن. این واژه در زبان امروز کمتر بهکار میرود و بیشتر در متون قدیم دیده میشود.
اثبات کردن، دلیل آوردن، استدلال کردن
انکار کردن