برپاییدن
برپا کردن، برانگیختن، ایجاد کردن یا فراهم آوردن.
مترادفها
برپا کردن، بنا کردن، ایجاد کردن، ساختن
متضادها
ویران کردن، فرو ریختن، نابود کردن
جمله سازی با برپاییدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جامعه برای رسیدن به ثبات و آرامش پایدار، نیاز دارد که اصول عدالت، برابری و احترام متقابل را در تمامی لایههای اجتماعی خود برپاییدد.
💡 آنها تلاش بسیار زیادی کردند تا ستونی از امید و اعتماد را در میان مردم پس از سالها جنگ و ویرانی دوباره برپاییدند.
💡 هدف اصلی این سازمان جدید، برپاییدن سیستمی شفاف و مسئولیتپذیر برای مدیریت منابع طبیعی و حفاظت از محیط زیست در مناطق آسیبپذیر است.