ته چهره

ظاهرِ رو، سیمای پایین یا بخش انتهاییِ چهره؛ همچنین ممکن است در برخی بافت‌ها به معنای «چهره‌ی غمگین/فرورفته» هم فهمیده شود.

متضادها

خوش‌چهره، زیبا

جمله سازی با ته چهره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او سعی می‌کرد خستگی و غم را پنهان کند، اما لرزش خفیف لب‌هایش در ته چهره‌اش، حقیقت وضعیت روحی و درونی او را به خوبی نمایان می‌کرد.

💡 با وجود لبخندی که بر لب داشت، ردی از نگرانی و اضطراب در ته چهره‌اش دیده می‌شد که نشان از دلهره‌ی درونی او داشت.

💡 وقتی حقیقت تلخ را شنید، تغییر ناگهانی در ته چهره‌اش باعث شد که تمام اطرافیان متوجه شوند او چقدر از این خبر شوکه شده است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران