حفریدن
صورت نادر یا کهنِ «حفر کردن»؛ یعنی کندن زمین، ایجاد گودال یا سوراخ، و در کل به معنای کاویدن و کندن است.
مترادفها
کندن، حفر کردن
متضادها
پر کردن، پوشاندن
جمله سازی با حفریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کارگران با دقت بسیار زیاد شروع به حفریدن زمین کردند تا بتوانند ریشههای قدیمی درختان را از زیر خاک خارج کنند و مسیر جدیدی برای لولهکشی باز کنند.
💡 برای ساختن فونداسیون محکم ساختمانهای بلندمرتبه، مهندسان ناظر دستور دادند که عملیات حفریدن زمین در تمام نقاط مشخص شده با رعایت استانداردهای ایمنی به دقت انجام شود.
💡 باستانشناسان پس از ماهها حفریدن مداوم در محل باستانی، سرانجام توانستند قطعات شکستهشدهای از یک سفال قدیمی را که متعلق به دوران باستان بود، پیدا کنند.