لغت نامه دهخدا
نگاه چرانی. [ ن ِچ َ / چ ِ ] ( حامص مرکب ) چشم به روزن افتادن. نگاه به روزن افتادن. ( از آنندراج ). عمل نگاه چران. رجوع به نگاه چران و نگه چرانی شود. || نظر تهی و سبک. || چشمک زدن ستارگان. ( ناظم الاطباء ).
نگاه چرانی. [ ن ِچ َ / چ ِ ] ( حامص مرکب ) چشم به روزن افتادن. نگاه به روزن افتادن. ( از آنندراج ). عمل نگاه چران. رجوع به نگاه چران و نگه چرانی شود. || نظر تهی و سبک. || چشمک زدن ستارگان. ( ناظم الاطباء ).
چشم به روزن افتادن. نگاه به روزن افتادن. عمل نگاه چران. یا نظر تهی و سبک.