لغت نامه دهخدا
اندرانی. [ اَ دَ ] ( ع ص ) جراب اندرانی، انبان سطبر. ( منتهی الارب ). انبان ستبر. ( ناظم الاطباء ). || ملح اندرانی، نمک شفاف سفید مانند بلور. نمک ترکی. ( یادداشت مؤلف ). ملح ذرانی درست است از ذرٔة. ( از منتهی الارب ). رجوع به انذرانی و ذرانی شود.