لغت نامه دهخدا
گورماست. ( اِ مرکب ) ماستی راگویند که از شیر گورخر باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). || ماستی هم هست که صحرانشینان سازند و آن ماست چکیده ای است که شیر خام در آن داخل کنند و بر هم زنند و خورند. ( برهان ) ( آنندراج ). گوره ماست. لبا.
گورماست. ( اِ مرکب ) ماستی راگویند که از شیر گورخر باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). || ماستی هم هست که صحرانشینان سازند و آن ماست چکیده ای است که شیر خام در آن داخل کنند و بر هم زنند و خورند. ( برهان ) ( آنندراج ). گوره ماست. لبا.
(اِمر. ) = گوره ماست: ۱ - ماستی که از شیر گورخر باشد. ۲ - ماست چکیده ای است که شیر خام در آن داخل کنند و بر هم زنند و خورند و گاه آب غوره یا سماق در آن زنند.
ماست چکیده که با شیر مخلوط کنند.
( اسم ) ۱ - ماستی که از شیر گورخر باشد. ۲ - ماست چکیده ایست که شیر خام در آن داخل کنند و بر هم زنند و خورند و گاه آب غوره یا آب سماق در آن زنند.
گوره ماست:
ماستی که از شیر گورخر باشد.
ماست چکیدهای است که شیر خام در آن داخل کنند و بر هم زنند و خورند و گاه آب غوره یا سماق در آن زنند.