گرو گرفتن
مترادفها
رهن گرفتن، گرو گذاشتن
متضادها
آزاد کردن، رها کردن
لغت نامه دهخدا
گرو گرفتن. [ گ ِ رَ / رُو گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) چیزی را یا شخصی را به رهن گرفتن. چیزی را در مقابل وامی از وام گیرنده به گرو خواستن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) چیزی یا شخصی را بعنوان رهن گرفتن رهن ستدن مقابل گرو دادن.
جمله سازی با گرو گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طلبکار با استفاده از قوانین سختگیرانه، تصمیم گرفت برای بازپسگیری بدهی خود، اموال و داراییهای مورد نیاز مشتری را به عنوان گرو گرفتن در نظر بگیرد.
💡 در آن دوره تاریخی، برخی از تجار قدرتمند با گرو گرفتن زمینهای کوچک از روستاییان، قدرت اقتصادی خود را در منطقه به شکلی بسیار گسترده افزایش میدادند.
💡 قانون اجازه نمیدهد که هیچ فردی بدون حکم دادگاه و اسناد رسمی، اقدام به گرو گرفتن اموال شخصی یا داراییهای غیرقابل انتقال دیگران نماید.