کهه زدن

مترادف‌ها

خندیدن، قهقهه زدن

لغت نامه دهخدا

کهه زدن. [ ک ُهَْ هََ / هَِ زَدَ ] ( مص مرکب ) پیوسته سرفه های خشک کردن. سرفه های پیاپی سخت کردن: دیشب تا صبح کهه زدم. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کُه کُه زدن. رجوع به کهیدن شود.

فرهنگ فارسی

پیوسته سرفه های خشک کردن. سرفه هایی پیاپی سخت کردن.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران