کریزگه

لغت نامه دهخدا

کریزگه. [ ک ُ گ َه ْ] ( اِ مرکب ) کریزگاه. کریزجای. جای مخصوص نگاهداری باز در حال تولک کردن. ( یادداشت مؤلف ):
افریقیه صطبل ستوران بارگیر
عموریه کریزگه باز و بازدار.منوچهری.رجوع به کریزگاه شود.

بشقاب یعنی چه؟
بشقاب یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز