لغت نامه دهخدا
چهارلنگر. [ چ َ / چ ِ ل َگ َ ] ( ص مرکب ) که لنگر چهار دارد. کشتی بزرگ که چهار لنگر داشته باشد. || ( اِ مرکب ) کنایه ازچهار دست و پای حیوان باشد. رجوع به چارلنگر شود.
چهارلنگر. [ چ َ / چ ِ ل َگ َ ] ( ص مرکب ) که لنگر چهار دارد. کشتی بزرگ که چهار لنگر داشته باشد. || ( اِ مرکب ) کنایه ازچهار دست و پای حیوان باشد. رجوع به چارلنگر شود.
نوعی کشتی بزرگ.
که لنگر چهار دارد. کشتی بزرگ که چهار لنگر داشته باشد. یا کنایه از چهار دست و پای حیوان باشد.