چامیز تصویر معنی چامیز لغت نامه دهخدا چامیز. ( اِ ) چامیر. چامین. بول و کمیز. || غایط. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چامین و چامیر شود. فرهنگ عمید = گمیز فرهنگ فارسی چامیر. چامین. بول و کمیز. کلمات مرتبط چامین اارغیس صاغافایون ططر فایزه ملاذجرد