لغت نامه دهخدا
ونجنکی. [ وَن ْج ْ ن َ ] ( ص نسبی ) منسوب به ونجنک، به معنی ریحان.
- زلف ونجنکی؛ زلف شبیه به شاه اسپرم و ضیمران:
ونجنک را همی نمونه کند
در گلستان به زلف ونجنکی.خسروی.
ونجنکی. [ وَن ْج ْ ن َ ] ( ص نسبی ) منسوب به ونجنک، به معنی ریحان.
- زلف ونجنکی؛ زلف شبیه به شاه اسپرم و ضیمران:
ونجنک را همی نمونه کند
در گلستان به زلف ونجنکی.خسروی.
(صفت ) منسوب به ونجنک. یا زلف ونجنکی. زلف شبیه به شاهسپرم و ضمیران.