مسوغ گشتن
مترادفها
بلعیده شدن، فرو رفتن
لغت نامه دهخدا
مسوغ گشتن. [ م ُ س َوْ وَ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) مسوغ گردیدن. و رجوع به مسوغ گردیدن شود.
فرهنگ فارسی
مسوغ گردیدن
بلعیده شدن، فرو رفتن
مسوغ گشتن. [ م ُ س َوْ وَ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) مسوغ گردیدن. و رجوع به مسوغ گردیدن شود.
مسوغ گردیدن