واژه «قرهمیخ» نامی محلی و قدیمی برای نوعی گیاه یا درختچه جنگلی است که در برخی مناطق شمال ایران، بهویژه نواحی جنگلی، شناخته میشود. این گیاه در منابع گیاهشناسی سنتی با نام «تنگرس» نیز معرفی شده و به صورت درختچهای خودرو در طبیعت رشد میکند. قرهمیخ بیشتر در نواحی جنگلی و مرطوب میروید و بخشی از پوشش گیاهی طبیعی این مناطق را تشکیل میدهد. برخی اجزای این گیاه، بهویژه برگهای آن، برای دامها سمی و زیانآور شناخته شده و باید از مصرف آن جلوگیری شود. در مقابل، میوه این گیاه در طب سنتی به عنوان مادهای با خاصیت مسهل مورد استفاده قرار میگرفته است. همچنین در کاربردهای دیگر، از ترکیب برخی بخشهای آن با آهک، رنگ سبزی به دست میآمده که در هنر نقاشی کاربرد داشته است. زغال حاصل از این گیاه نیز در گذشته در برخی موارد برای ساخت باروت مورد استفاده قرار میگرفته است. این ویژگیها نشان میدهد که قرهمیخ گیاهی با کاربردهای متنوع و همزمان دارای جنبههای مفید و مضر بوده است. شناخت این گیاه در منابع قدیمی بیشتر با هدف استفادههای دارویی، صنعتی و همچنین هشدار درباره سمی بودن برخی بخشهای آن صورت گرفته است. در مجموع، «قرهمیخ» نام محلی گیاه تنگرس است که در جنگلهای شمال ایران میروید و دارای کاربردهای دارویی، صنعتی و در عین حال ویژگیهای سمی برای دامها میباشد.
قره میخ
لغت نامه دهخدا
قره میخ. [ ق َ رَ ] ( اِ مرکب ) گونه ای است از درخت تنگرس که در جنگلهای شمال ایران میروید و در رامیان به نام قره میخ خوانده میشود. تنگرس درختچه ای است که برگهای آن برای دام زهر است. میوه آن در پزشکی به عنوان مسهل به کار میرود و اگر آن را با آهک بیامیزند رنگ سبزی میدهد که در نقاشی مصرف میشود، و زغال آن در باروت سازی به کار میرود.رجوع به قره زله و رجوع به جنگل شناسی ج 1 ص 261 شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) تنگرس.