عصاوید

لغت نامه دهخدا

عصاوید. [ ع َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عِصواد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به عصواد شود. || تشنگان، گویند: ابل عصاوید؛ یعنی شتران تشنه. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ابر سطبر درهم پیوسته. ( منتهی الارب ). || درهم افتاده. گویند: جأت الابل و الخیل عصاوید؛ هرگاه بر همدیگر سوار باشند. ( از منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ). || تاریکی بسیار و توبرتو. || عصاوید الکلام؛ آنچه پیچیده باشد از کلام. ( منتهی الارب ). سخن درهم افتاده. ( از اقرب الموارد ). || قوم عصاوید فی الحرب؛ گروه درهم پیوسته همه اقران خود را. ( منتهی الارب ). گروهی که در جنگ با اقران خود در هم پیچیده باشند. ( ناظم الاطباء ).

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز