لغت نامه دهخدا
رصاص اسود. [ رَ ص ِ اَس ْوَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسرب. سُرْب. سُرُب. آنُک. ( یادداشت مؤلف ). به فارسی سرب نامند و در تکوین از رصاص ابیض زبون تر و از سوخته او آبار و سرنج حاصل میشود. ( از تحفه حکیم مؤمن ). و رجوع به سرب و مترادفات دیگر کلمه شود.