اغسام

مترادف‌ها

انواع، گونه‌ها، دسته‌ها، گروه‌ها

لغت نامه دهخدا

اغسام. [ اَ ] ( ع اِ ) ابر پاره. غُسَم مثله. یقال: فی السماء غسم و اغسام؛ ای قطع من السحاب. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
اغسام. [ اِ ] ( ع مص ) تاریک شدن شب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ظلمانی شدن شب: اغسم اللیل؛ اظلم. ( اقرب الموارد ). اغساء. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران