جغر بغر

لغت نامه دهخدا

جغربغر. [ ج َ غ ُ ب َ غ ُ ] ( اِ مرکب ) جغوربغور. جگر و دل و قلوه گوسفند را که خردکرده و با پیاز در روغن سرخ کرده باشند. قلیه پیتی. حسرت الملوک. رجوع به جغوربغور و حسرت الملوک شود.

فرهنگ فارسی

جغور بغور. جگر و دل و قلوه گوسفند را خرد کرده و با پیاز در روغن سرخ کرده باشند. قلیه پیتی حسرت الملوک.

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز