لغت نامه دهخدا
جغربغر. [ ج َ غ ُ ب َ غ ُ ] ( اِ مرکب ) جغوربغور. جگر و دل و قلوه گوسفند را که خردکرده و با پیاز در روغن سرخ کرده باشند. قلیه پیتی. حسرت الملوک. رجوع به جغوربغور و حسرت الملوک شود.
جغربغر. [ ج َ غ ُ ب َ غ ُ ] ( اِ مرکب ) جغوربغور. جگر و دل و قلوه گوسفند را که خردکرده و با پیاز در روغن سرخ کرده باشند. قلیه پیتی. حسرت الملوک. رجوع به جغوربغور و حسرت الملوک شود.
جغور بغور. جگر و دل و قلوه گوسفند را خرد کرده و با پیاز در روغن سرخ کرده باشند. قلیه پیتی حسرت الملوک.