باد غنده
لغت نامه دهخدا
بادغنده. [ غ َ دَ / دِ ] ( اِ ) پنبه زده گردکرده ازبرای رشتن و باغنده و بندک و کندش نیز گویند. ( سروری ).
فرهنگ فارسی
پنبه زده از برای رشتن
بادغنده. [ غ َ دَ / دِ ] ( اِ ) پنبه زده گردکرده ازبرای رشتن و باغنده و بندک و کندش نیز گویند. ( سروری ).
پنبه زده از برای رشتن