باد کرده

لغت نامه دهخدا

بادکرده. [ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آماسیده. ورم کرده. || با نخوت و تکبر. کبرکرده.

فرهنگ فارسی

اماسیده و ورم کرده

جمله سازی با باد کرده

💡 کوی دولت در خم اقبال چوگان تو باد کرده اقبال تو دولت را به پیروزی ضمان

💡 ای باد کرده عمر خود از دست چشم بد و آتش زده ز مرگ خود اندر تبار خویش

💡 -به‌طور متعارف مصرف نمی‌شوند، اما شاید به صورت آرد ماهی مورد استفاده قرار گیرند.آن‌ها در تورهای ترال کف به دام می‌افتند. گاهی اوقات نیز به صورت باد کرده و خشک به عنوان یک موجود نادر به فروش می‌رسند.

💡 ایمنی خود به باد کرده مقیم تا کسی بو که دارد از وی بیم

💡 ای خردمند، مشو غره بدانک ابلیس باد کرده‌است به خلق اندر شادروان

💡 گیاهان دارویی ایجاد خلط را تسهیل می‌نمایند. آن‌ها محتوی لعلب‌های گیاهی هستند که با جذب رطوبت باد کرده قسمت دیگر را مرطوب می‌کند و این به دلیل خاصیت جذب آب این مواد است. آن‌ها همچنین ورم منطقه‌ای را که قسمت ورودی نای را احاطه نموده‌است با تسکین سرفه، کاهش می‌دهند.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
چاشت یعنی چه؟
چاشت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز