پرخواستاری
مترادفها
خواستگاری
لغت نامه دهخدا
پرخواستاری. [ پ ُ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرخواستار. چگونگی آنکه خواستار بسیار دارد.
خواستگاری
پرخواستاری. [ پ ُ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرخواستار. چگونگی آنکه خواستار بسیار دارد.