حباسه

مترادف‌ها

حبس، زندان، بازداشت

لغت نامه دهخدا

( حباسة ) حباسة. [ ح ِ س َ ] ( ع اِ ) رجوع به حِباس شود. موزخوید. ج،حباسات. || بستگی زبان. ( مهذب الاسماء ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران