حبسه

لغت نامه دهخدا

حبسه. [ ح ُ س َ ] ( ع اِمص ) بستگی زبان. ( مهذب الاسماء ). بستگی سخن وقت گفتن: طول الصمت حبسةٌ؛ ای یحبس اللسان عن النطق. || گرفتگی بول. ( منتهی الارب ). شاشبند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) زبان گرفتگی بستگی زبان.

جمله سازی با حبسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من استاءجر اجيرا ثم حبسه عن الجمعة يبؤ باءثمه، و ان كان هو لم يحبسه اشتركافى الاجر

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز