افسائیدن

لغت نامه دهخدا

افسائیدن. [ اَ دَ ] ( مص ) رام کردن. افسون کردن. افساییدن. فسائیدن. با الفاظ جادوئی یا دعا حیوانی را منقاد و رام کردن. بعزیمت مار را مطیع کردن. به افسون تسخیر و رام کردن. مسحور کردن. مسخر کردن. ( یادداشت مؤلف ). فسائیدن، یعنی مالیدن و راست و رام گردانیدن چنانکه گویند: مارافسائی، یعنی افسونگری. بحذف همزه و کسر فاء نیز گویند. ( مؤید ):
چون بیفسایدم چو مار غمی
بر دل من چو مار بگمارد.مسعودسعد.زمان کینه ورش هم بزخم کینه اوست
بزخم مار بود هم زمان مارافسای.عنصری.و رجوع به افساییدن شود.

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز