ناپزا
مترادفها
نامناسب، ناپسند، ناصواب
متضادها
شایسته، مناسب، لایق
لغت نامه دهخدا
ناپزا. [ پ َ ] ( نف مرکب ) ناپز: نخود ناپزا. لپه ناپزا. رجوع به پزا شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ):[ نخود ناپزا] مقابل پزا.
نامناسب، ناپسند، ناصواب
شایسته، مناسب، لایق
ناپزا. [ پ َ ] ( نف مرکب ) ناپز: نخود ناپزا. لپه ناپزا. رجوع به پزا شود.
( صفت ):[ نخود ناپزا] مقابل پزا.