موسیقا
مترادفها
موسیقی، آهنگ، آواز
لغت نامه دهخدا
موسیقا. ( معرب، اِ ) موسیقار:
نظمی است مر نظام پذیری را
گرخوانده ای در اول موسیقا.ناصرخسرو.و رجوع به موسیقار شود.
موسیقی، آهنگ، آواز
موسیقا. ( معرب، اِ ) موسیقار:
نظمی است مر نظام پذیری را
گرخوانده ای در اول موسیقا.ناصرخسرو.و رجوع به موسیقار شود.