لغت نامه دهخدا
متغزل. [ م ُ ت َ غ َزْ زِ ] ( ع ص ) شعر غزل سراینده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تغزل شود.
متغزل. [ م ُ ت َ غ َزْ زِ ] ( ع ص ) شعر غزل سراینده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تغزل شود.
شعر غزل سراینده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی که پیشرو شعرای محدثین برشمرده میشود، در تفاخر به نَسَب خود و تحقیر عرب و وصف جواری و کنیزکان و ایراد تشبیهات و استعارات دقیق و به کار بستن امثال و حکم مشهور است. اهمیت خاص او درآمیختن معانی متغزل با معانی مدحی و پیریزی سبکی خاص در قصیده سرایی است که به زودی مقبول شاعران تازی گوی گردید.