لغت نامه دهخدا
مستحط. [ م ُ ت َ ح ِطط ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحطاط. چیزی کم کردن خواهنده. ( منتهی الارب ). آنکه پائین آوردن قیمت چیزی را بخواهد. ( اقرب الموارد ). رجوع به استحطاط شود.
مستحط. [ م ُ ت َ ح ِطط ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحطاط. چیزی کم کردن خواهنده. ( منتهی الارب ). آنکه پائین آوردن قیمت چیزی را بخواهد. ( اقرب الموارد ). رجوع به استحطاط شود.