متبهج
متضادها
غمگین، اندوهگین، افسرده
لغت نامه دهخدا
متبهج. [ م ُ ت َ ب َهَْ هَِ ] ( ع ص ) شاد وخرم و خرسند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تبهج شود.
غمگین، اندوهگین، افسرده
متبهج. [ م ُ ت َ ب َهَْ هَِ ] ( ع ص ) شاد وخرم و خرسند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تبهج شود.