قندول

لغت نامه دهخدا

قندول. [ ق َ] ( معرب، اِ ) درختی است در شام و به فارسی دار شیشعان است. شکوفه او را روغنی است غریب الافعال. ( منتهی الارب ). درختی است خاردار که آن را دار شیشعان نامند. یکی آن قندوله است. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).به کسر اول به لغت رومی دارشیشعان است و آن درختی است خارناک. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به دارشیشعان و فهرست مخزن الادویة شود.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز