قضاض

لغت نامه دهخدا

قضاض. [ ق ِ ] ( ع اِ ) سنگهایی که بر یکدیگر باشد. ( منتهی الارب ). صخر یرکب بعضه بعضاً. ( اقرب الموارد ). یکی ِ آن قَضّة است. ( اقرب الموارد ). و در منتهی الارب آرد: قضّة به کسر قاف یکی ِ آن. ( منتهی الارب ). رجوع به قَضّة و قِضّة شود.

فرهنگ فارسی

سنگهایی که بر یکدیگر باشد. صخر یرکب بعضه بعضا. یکی آن قضه است.

ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز