لغت نامه دهخدا
حرثیا. [ ] ( اِخ ) دیهی به مصر: و به مصر قومی بدیه حرثیا جمع شدند و گفتند خون عثمان همی طلبیم. ( مجمل التواریخ و القصص ص 289 ). رجوع به خربتا شود.
حرثیا. [ ] ( اِخ ) دیهی به مصر: و به مصر قومی بدیه حرثیا جمع شدند و گفتند خون عثمان همی طلبیم. ( مجمل التواریخ و القصص ص 289 ). رجوع به خربتا شود.