تضاریس
مترادفها
ناهمواریها، پستی و بلندیها
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ تضریس. چیزهای دندانه دار.
فرهنگ عمید
= تضریس
فرهنگ فارسی
( مصدر اسم ) جمع تضریس.۱ - دندانه ها. ۲ - چیزهای دندانه دار. ۳ - یا تضاریس ساحلی. بریدگیهای ساحلی مانند خلیج دماغه شبه جزیره و مانند آن.
ویکی واژه
جِ تضریس. چیزهای دندانه دار.