لغت نامه دهخدا
اصطماخیقون. [ اِ طُ ] ( معرب، اِ ) نوعی از داروی کارکن است. و اهل الهند یخلطونه بادویتهم الکبار المعجونات و الاصطماخیقونات وغیرها من الادویة المسهلة. ( ابن البیطار ). ج، اصطماخیقونات. ( از دزی ج 1 ص 26 ). و رجوع به اصطمخیقون شود.
اصطماخیقون. [ اِ طُ ] ( معرب، اِ ) نوعی از داروی کارکن است. و اهل الهند یخلطونه بادویتهم الکبار المعجونات و الاصطماخیقونات وغیرها من الادویة المسهلة. ( ابن البیطار ). ج، اصطماخیقونات. ( از دزی ج 1 ص 26 ). و رجوع به اصطمخیقون شود.