لغت نامه دهخدا
اجحان. [ اِ ] ( ع مص ) ناگوارد کردن: اجحن الصبی. ( منتهی الارب ). دَلَمه کردن کودک شیر را. بدغذا کردن. || تنگ گرفتن بر عیال از فقر یا بخل: اجحن علی عیاله. ( منتهی الارب ).
اجحان. [ اِ ] ( ع مص ) ناگوارد کردن: اجحن الصبی. ( منتهی الارب ). دَلَمه کردن کودک شیر را. بدغذا کردن. || تنگ گرفتن بر عیال از فقر یا بخل: اجحن علی عیاله. ( منتهی الارب ).
ناگوار کردن