اقبان
لغت نامه دهخدا
اقبان. [ اِ ] ( ع مص ) شکست خوردن از دشمن. || شتابی کردن در دویدن بی ترس و بیم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
شکست خوردن از دشمن
اقبان. [ اِ ] ( ع مص ) شکست خوردن از دشمن. || شتابی کردن در دویدن بی ترس و بیم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
شکست خوردن از دشمن