لغت نامه دهخدا موزقانچی. [ م ُ ] ( اِ مرکب ) موزگانچی. موزیکانچی. موزغانچی. موزیکچی. آنکه موزغان می نوازد. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به موزغانچی و موزیکانچی شود.
فرهنگ فارسی ( اسم ) مزقانچی: [ از نو موزقانچیان محشر باد در گلو انداختند. ] ( جمال زاده. شیخ و فاحشه. سخن ۷:۴ ص ۵۳۳ )