مقترف

لغت نامه دهخدا

مقترف. [ م ُ ت َ رِ ] ( ع ص ) ورزنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). ورزکننده. ( ناظم الاطباء ). کسب کننده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( از اقرب الموارد ). ج، مقترفون: ولتصغی اًِلیه اءَفئدة الذین لایؤمنون بالاخرةو لیرضوه و لیقترفوا ماهم مقترفون. ( قرآن 113/6 ). || گناهکار و متهم. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اقتراف شود.
مقترف. [ م ُ ت َ رَ ] ( ع ص ) بعیر مقترف؛ شتر نوخریده. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). || کسب شده. مکتسب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به اقتراف شود.

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز