تدنیس

مترادف‌ها

ناپاکی، پلیدی، آلودگی

متضادها

پاکی، تطهیر، تقدیس

لغت نامه دهخدا

تدنیس. [ ت َ ] ( ع مص ) شوخگن گردانیدن. ( زوزنی ). بچرک آلودن. ( غیاث اللغات )( آنندراج ) ( المنجد ). ریمناک گردانیدن جامه کسی را.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || معیوب و زشت کردن آبروی کسی را. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ). کاری کردن که آبرو و اخلاق را زشت کند. ( المنجد ). || زشت ساختن سوء خلق، کسی را. یقال: دنسه سوء خلقه؛ ای عابه. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) شوخگین کردن، به چرک آلودن، ریمناک کردن. ۲ - (اِمص. ) شوخگینی، چرکینی، ج. تدنیسات.

فرهنگ عمید

چرکین کردن، به پلیدی آلوده ساختن.

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) شوخگین کردن بچرک آلودن ریمناک کردن. ۲- شوخگینی چرکینی. جمع: تدنیسات.

ویکی واژه

شوخگین کردن، به چرک آلودن، ریمناک کردن.
شوخگینی، چرکینی؛
تدنیسات.

جمله سازی با تدنیس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیاری از مراجع دینی بر این نکته تأکید دارند که تدنیس مقدسات می‌تواند پیامدهای اجتماعی و اخلاقی بسیار سنگینی برای جامعه و افراد خاطی داشته باشد.

💡 در جریان آن اعتراضات، برخی گروه‌ها سعی کردند با اعمال خشونت‌آمیز، تدنیس معابد و مکان‌های تاریخی را به وقوع برسانند که با واکنش شدید مواجه شد.

💡 حفظ حرمت محیط‌های آموزشی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است تا از هرگونه تدنیس اخلاقی که باعث کاهش سطح فرهنگی دانش‌آموزان می‌شود، جلوگیری شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران