بچرک
مترادفها
کثیف، چرکآلود
متضادها
پاک، پاکیزه، تمیز
لغت نامه دهخدا
بچرک.[ ب ِ رَ / ب ِ چ ِ ] ( ص ) سخره باشد چه به قهر و چه بخوشی. ( شرفنامه منیری ). سخره و فریب خورنده باشد. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). مضحک. فریب خورده. ( فرهنگ شعوری ). سخره و فریب خورده. ( فرهنگ اسدی ). ظاهراً مصحف چربک است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).
فرهنگ فارسی
مضحک فریب خورده.
جمله سازی با بچرک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیری رسید ای دل، آلوده چند باشی دایم بچرک دنیا، چون دست و پای طفلان؟!
💡 او همیشه با رفتارهای بچرک و غیرمنطقی باعث ناراحتی اطرافیان خود میشود و به سختی میتواند در جامعه جایگاه مناسبی برای خود پیدا کند.
💡 کیفیت این کالای تولید شده بسیار بچرک و بیکیفیت است و به همین دلیل اکثر مشتریان از خرید دوباره آن در آینده منصرف شدهاند.
💡 نباید با این طرز فکر بچرک و منفی به مشکلات پیش روی زندگی نگاه کرد، زیرا باید همیشه به دنبال راههای مثبت و سازنده بود.