بچرک
مترادفها
کثیف، چرکآلود
متضادها
پاک، پاکیزه، تمیز
لغت نامه دهخدا
بچرک.[ ب ِ رَ / ب ِ چ ِ ] ( ص ) سخره باشد چه به قهر و چه بخوشی. ( شرفنامه منیری ). سخره و فریب خورنده باشد. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). مضحک. فریب خورده. ( فرهنگ شعوری ). سخره و فریب خورده. ( فرهنگ اسدی ). ظاهراً مصحف چربک است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).
فرهنگ فارسی
مضحک فریب خورده.
جمله سازی با بچرک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیری رسید ای دل، آلوده چند باشی دایم بچرک دنیا، چون دست و پای طفلان؟!