چرکینی

مترادف‌ها

کثیفی، چرکی، آلودگی

متضادها

پاکی، تمیزی

لغت نامه دهخدا

چرکینی. [ چ ِ ] ( حامص مرکب ) کثافت و ناپاکی. || بددلی و تکدر. ( ناظم الاطباء ). دل چرکینی. دل افسردگی. صاف نبودن دل نسبت به کسی یا امری.

فرهنگ فارسی

کثافت و ناپاکی. یا بد دلی و تکدر.

جمله سازی با چرکینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چرکینی و انباشته شدن مداوم گرد و غبار بر روی کتاب‌های قدیمی، می‌تواند باعث آسیب دیدن صفحات و از بین رفتن ارزش تاریخی آن‌ها در طول زمان شود.

💡 تلاش تیم نظافتی برای رفع چرکینی موجود در لوله‌های فاضلاب شهری، باعث بهبود جریان آب و جلوگیری از بوی بد در کل منطقه اطراف گردید.

💡 چرکینی مفرط در محیط‌های صنعتی می‌تواند منجر به حوادث ناگواری شود، لذا رعایت پروتکل‌های نظافتی در این场所ها امری بسیار حیاتی و ضروری است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران