لغت نامه دهخدا
کلچیدن. [ ک َ دَ ] ( مص ) بستن شیر و مانند آن چنانکه در جغرات. دلمه شدن چنانکه شیر و خون. بسته شدن شیر بصورت ماست و پنیر یا لور. خثور. بریدن شیر. دفزک شدن شیر. ستبر شدن شیر. خفته شدن شیر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کلچیدن. [ ک َ دَ ] ( مص ) بستن شیر و مانند آن چنانکه در جغرات. دلمه شدن چنانکه شیر و خون. بسته شدن شیر بصورت ماست و پنیر یا لور. خثور. بریدن شیر. دفزک شدن شیر. ستبر شدن شیر. خفته شدن شیر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
بستن شیر و مانند آن چنانکه در جغرات. دلمه شدن چنانکه شیر و خون. خثور. بریدن شیر