کتکر

مترادف‌ها

کتک، ضرب و شتم، دعوا

متضادها

صلح، آشتی

لغت نامه دهخدا

کتکر. [ ک َ ک َ ] ( ص مرکب ) بمعنی کتکار است که درودگر باشد. ( برهان ). درودگر. نجار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کتکار و کتگار و کتگر شود.

کلمات مرتبط