مضرط

لغت نامه دهخدا

مضرط. [ م ُ ض َرْ رِ / م ُ رِ ] ( ع ص ) آنکه کسی را بگوزاند و کاری کند که وی تیز دهد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || آنکه برای مضحکه از دهان بانگ تیز برآورد. ( ناظم الاطباء ) ( ازمنتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). آنکه به دهان حکایت صوت ضراط کند و بدان فسوس نماید به کسی. ( آنندراج ). || خواردارنده و سبک شمرنده. ( ناظم الاطباء ). سبک شمارنده و خواردارنده. ( آنندراج ). || فسوس کننده. استهزأنماینده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تضریط و اضراط شود.
مضرط. [ م َ رِ ] ( ع اِ ) اِست. کون. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
فمضرط الموسر عرنینه
و معطس المفلس مفساه.؟ ( از مرزبان نامه ص 181 ).

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز