لغت نامه دهخدا
علی بخاری. [ ع َ ی ِ ب ُ ] ( اِخ ) ملقّب به علاءالدین. رجوع به علاءالدین بخاری شود.
علی بخاری. [ ع َ ی ِ ب ُ ] ( اِخ ) ( میر... ) مفسر و محدث و بیانی بود. وی در سال 950 هَ. ق. در قسطنطنیة درگذشت. او راست: شرح بر الفوائدالغیاثیة، در علم بلاغت از عضدالدین. ( ازمعجم المؤلفین بنقل از الشائق النعمانیة ج 2 ص 138 ).
علی بخاری. [ ع َ ی ِ ب ُ ] ( اِخ ) ابن احمدبن تقی الدین بخاری، مکنّی به شافعی و مشهور به قبانی. عالم و ادیب و شاعر بود. و اصل وی از مدینه می باشد. در سال 1134 هَ. ق. در مکه متولد شد و از آنجا به مصر رفت و ساکن آن کشور شد و در سال 1221 هَ. ق. درگذشت. او راست: 1 - بدیعیة و شرح آن، که آن را مراقی الفرج فی مدح عالی الدرج نامیده است. 2 - نفح الاکمام، بر منظومه اش در علم کلام. او را دیوان شعری نیز هست. ( ازمعجم المؤلفین بنقل از حلیةالبشر ج 2 ص 453. هدیةالعارفین ج 1 ص 772. الاعلام زرکلی ج 5 ص 66 ). در اعلام زرکلی لقب او نجاری، منسوب به بنی نجار از خزرج آمده است.
علی بخاری. [ ع َ ی ِ ب ُ ] ( اِخ ) ابن احمدبن عبدالواحد مقدسی حنبلی، مشهور به ابن بخاری و ملقّب به فخرالدین و مکنّی به ابوالحسن. وی فقیه بود و درسال 596 هَ. ق. متولد شد و در 690 هَ. ق. درگذشت. او راست: اسنی المقاصد و اعذب الموارد، در شرح حال شیوخ خود. ( از معجم المؤلفین بنقل از کشف الظنون ص 90 و 1696. هدیةالعارفین ج 1 ص 714. فهرس الفهارس کتانی ج 2 ص 58 ).
علی بخاری. [ ع َ ی ِ ب ُ ] ( اِخ ) ابن الیاس آغاجی بخاری، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی آغاجی شود.
علی بخاری. [ ع َی ِ ب ُ ] ( اِخ ) ابن حسین بن علی بن لطف اﷲ حسینی قنوجی بخاری، مشهور به صدیق حسن. رجوع به علی قنوجی شود.
علی بخاری. [ ع َ ی ِ ب ُ ] ( اِخ ) ابن علی بن هبةاﷲ بخاری، ملقّب به جلال الدین. وی مردی ادیب و فاضل و فقیه بود و در سال 582 هَ. ق. عهده دار امر قضاوت شد و لقب اقضی القضاة یافت و پس از مدتی بیشتر مورد عنایت واقع گشت و لقبش به قاضی القضاة مبدل شد و نیابت وزارت را نیز بدو دادند. وی در سال 593 هَ. ق. درگذشت. ( از تجارب السلف نخجوانی ص 329 ).
علی بخاری. [ع َ ی ِ ب ُ ] ( اِخ ) ابن محمدبن ابراهیم بخاری ضریر، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به حمیدالدین. ادیب و نحوی و فقیه و اصولی قرن هفتم هجری بود و در سال 666 هَ. ق. درگذشت. او راست: 1 - تعلیق بر اصول بزودی. 2 -شرح الغایة. 3 - کتاب العروض. 4 - مختصرالنحو. ( از معجم المؤلفین بنقل از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 113 ).