لغت نامه دهخدا
علی اسفرایینی. [ ع َ ی ِ اِ ف َ ] ( اِخ ) ابن احمد سهیلی اسفرایینی، مکنّی به ابوالحسن. فقیه و جدلی و محدث بود و در سال 431 هَ. ق. در جامع اموی دمشق حدیث می گفت.او راست: ادب الجدل. و نیز کتابی در رد معتزله و عجزآنان دارد. ( از معجم المؤلفین بنقل از تاریخ دمشق ابن عساکر ج 11 ص 429. طبقات الشافعیه سبکی ج 3 ص 292 ).
علی اسفرایینی. [ ع َ ی ِ اِ ف َ ] ( اِخ ) ابن اسماعیل بن ابراهیم بن محمدبن عربشاه اسفرایینی شافعی مکی، مشهور به عصامی و حفید. رجوع به علی عصامی شود.
علی اسفرایینی. [ ع َ ی ِ اِ ف َ ] ( اِخ )ابن فضل بن احمد اسفرایینی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به حجاج. رجوع به ابوالحسن ( علی بن فضل... ) شود.
علی اسفرایینی. [ ع َ ی ِ اِ ف َ ] ( اِخ ) ابن نصربن محمدبن عبدالصمد فندروجی اسفرایینی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی فندروجی شود.
علی اسفرایینی. [ ع َ ی ِ اِ ف َ ] ( اِخ ) ابن نصر اسفرایینی مکی، مکنّی به ابوالحسن. مورخ و محدث بود و در سال 762 هَ. ق. در قید حیات بوده است. او راست: زبدةالاعمال و خلاصةالافعال. ( از معجم المؤلفین بنقل ازفهرس المخطوطات المصوره لطفی عبدالبدیع ج 2 ص 150 ).