جعران

لغت نامه دهخدا

جعران. [ ج َ / ج ُ / ج ِ ] ( ع اِ ) جعر. ( منتهی الارب ). سرگین هر درنده چنگال داری است. ( معجم البلدان ). پیخال مرغ شکاری. ( منتهی الارب ).
- ابوجعران؛ سرگین گردان. رجوع به ابوجعران شود.
- ام جعران؛ مرغ مردارخوار. رجوع به ام جعران شود.
جعران. [ ج َ ] ( اِخ ) نام جائی است. ( معجم البلدان ).

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز