لغت نامه دهخدا
اصی. [ اَص ْی ْ ] ( ع مص ) اصی کوهان؛ نمودار شدن پیه آن. ( از اقرب الموارد ). بارمند شدن پیه کوهان. ( منتهی الارب ).
اصی. [ اَص ْی ْ ] ( ع مص ) اصی کوهان؛ نمودار شدن پیه آن. ( از اقرب الموارد ). بارمند شدن پیه کوهان. ( منتهی الارب ).
اصی کوهان نمودار شدن پیه آن بارمند شدن پیه کوهان.