گواه خواستن
مترادفها
گواهی گرفتن، شاهد خواستن
لغت نامه دهخدا
گواه خواستن. [ گ ُ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) استشهاد. شاهد طلبیدن. و رجوع به گواه خواهی شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بشهادت طلبیدن شاهد خواستن استشهاد.
گواهی گرفتن، شاهد خواستن
گواه خواستن. [ گ ُ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) استشهاد. شاهد طلبیدن. و رجوع به گواه خواهی شود.
( مصدر ) بشهادت طلبیدن شاهد خواستن استشهاد.